مرتضى مطهرى

125

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نمىشود كه ما همين جورى زيد را به عنوان مرجع بشناسيم . مسئلهء امامت و مرجعيت علمى كه يك مقام خاصى است ، در تاريخ اسلام هميشه وجود داشته است . سخن آيت اللَّه بروجردى يادم هست كه مرحوم آيت اللَّه بروجردى هميشه اين مطلب را گوشزد مىكردند كه : دو مطلب است ، اين دو مطلب را از يكديگر تفكيك بكنيد ، آنوقت اختلافات ما با سنيها حل مىشود و به نفع ما هم حل مىشود : يكى مسئلهء خلافت و زعامت ، و ديگر مسئلهء امامت . در مورد خلافت و زعامت ، ما مىگوييم بعد از پيغمبر آن كسى كه مىبايست زمامدار مىشد ، حضرت امير عليه السلام است . آنها مىگويند نه ، ابابكر است . اين يك اختلاف . مسئلهء ديگر مسئلهء امامت است ؛ يعنى ما تنها روى شأن زمامدارى و حكومت پيغمبر بحث نمىكنيم ، پيغمبر شأن ديگرى هم داشت و آن اينكه پيغمبر بود و مبيّن احكام . ما اين حساب را بايد بكنيم كه بعد از پيغمبر مرجع احكام كيست ؟ يعنى قول چه كسى براى ما حجت است ؟ بعد ايشان مىگفتند كه در بعضى از روايات ، نص در اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : على عليه السلام بعد از من خليفه و زمامدار است . بعضى ديگر مطلب ديگرى را علاوه مىكنند ، مىگويند رسول اكرم فرمود : على بعد از من مرجع احكام است . ما به سنيها مىگوييم كه ما يك بحثى با شما داريم راجع به زمامدارى بعد از پيغمبر ، ولى اين موضوع گذشته است . نه حضرت على وجود دارد كه زمامدار باشد و نه ابوبكر . پروندهء اين موضوع را مىبنديم و راكد مىگذاريم . ولى يك مسئلهء ديگر هست و آن اينكه قول چه كسى بعد از پيغمبر حجت است ؟ حديث انّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ : كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتى « 1 » مقام مرجعيت علمى عترت را بيان مىكند و آن امروز هم به درد ما مىخورد ، يعنى الآن ما بايد در ياد گرفتن احكام ببينيم عترت چه گفته است . آيا پيغمبر گفته است كه همان‌طور كه قول من حجت است ، بعد از من قول عترت من هم حجت است يا نه ؟ بله ، گفت . ما روى خلافت و زمامدارى با شما بحث نمىكنيم اما اين مسئلهء روز را بايد عمل كنيم . ما چرا خودمان را سر موضوع زمامدارى خسته كنيم ؟ البته ما عقيدهء

--> ( 1 ) صحيح مسلم ، جزء هفتم ، ص 122